میم مثل میثاق
تو قلب ما نوشته میثاق سلطان عشقه
 
 
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: نویسنده :
به نام خدایی که میثاق را آفرید.
تا نامردان روزگار پیدا شوند.

سلام به همه ی هواداران میثاق معمارزاده که هر وقت در پرسپولیس عاشقانه بازی کرد،از دست نامردان روزگار،از دست بد خواهان پرسپولیس،نشد که بدرخشد و دل هواداران پرسپولیس را شاد کند.
امروز با مصاحبه ای از میثاق معمارزاده با روزنامه 90 دقایقی رو مهمون نگاههای گرمتون هستم.
دروازه بان تیم فوتبال پرسپولیس با تاکید براینکه از بازگشت دوباره به این تیم پشیمان نیست گفت: در این مدت نه تنها از من حمایت نشد، بلکه مرا با تمام توان‌شان زدند و تخریب کردند.

میثاق معمارزاده در گفتگو با مهر، ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: روز جمعه یک خبرنگار از من خواست تا در مورد بازی تراکتورسازی - پرسپولیس با هم گفتگو کنیم. من به آن خبرنگار گفتم الان شرایط مساعد نیست و صحبت نمی‌کنم که در پاسخ گفت پس در چه موردی صحبت کنیم که من عنوان کردم در مورد هرچه دوست دارید، سئوال کنید و فقط در مورد فوتبال نپرسید. آن خبرنگار پیشنهاد کرد که در مورد آب و هوا صحبت کنیم و به شوخی پرسید در هوای گرم باید چه کار کنیم که من به شوخی گفتم باید بروید یخ در بهشت بخورید!

وی در ادامه افزود: من همیشه برای هواداران پرسپولیس که در سرما و گرما همراه تیم هستند، احترام قائلم و آنها را درک می‌کنم. می‌دانم هواداران چطور با سختی و هزینه بالا خود را به ورزشگاه می‌رسانند تا از ما حمایت کنند. با این شرایط چه دلیلی دارد به هوادار تیم پرسپولیس، هواداری که این فصل به اندازه کافی از دست ما حرص خورده است، بی‌احترامی کنم؟

این دروازه بان به انتقاد از برخی آدم‌ها پرداخت که به زعم او نه از خدا خبر داشته و نه شرافت کاری دارند و گفت: یک روزی آدم یک اشتباهی کرده و برخی انتقاد می‌کنند. این ایرادی ندارد اما وقتی با غرض و مرض دنبال حاشیه درست کردن یا دنبال تخریب یکی باشند و یکی را بزنند، درست نیست. همه ما خانواده داریم و طبیعتا خانواده من هم ناراحت می‌شوند اگر برایم مشکلی ایجاد شود. قطعا اینها باید یک روزی پاسخگو باشند. واقعا نمی‌دانم آیا این افراد مسلمان هستند و به چه چیزی فکر می‌کنند؟

وی افزود: روزگارم را سه ماه است سیاه کرده‌اند و شب و روز مرا می‌کوبند. من نمی‌دانم واقعا به چه دلیلی این کارها را می‌کنند. اگر فوتبالی است که دلایل خاص خودش را دارد اما اگر بیرون فوتبالی است که باید آن را بیرون از فوتبال حل کنند. من تلاش خود را کردم اما اتفاقاتی افتاده که از دستم خارج بوده است.

معمارزاده با طرح این پرسش که "آیا معمارزاده تنها بازیکن پرسپولیس مقابل تراکتورسازی بوده و مقصر کل ناکامی تیم در آن بازی؟"، اظهار داشت: در نیمه اول آن بازی تیم ما چهار، پنج موقعیت مسلم گلزنی را از دست داده است، کسی حرفی نزد چرا این توپ‌ها گل نمی‌شود. مگر علی کریمی یکبار نگفت توپ‌های ما چرا داخل گل نمی‌رود؟ آیا کریمی حرف بدی زده است. او دلش برای تیم سوخته و حرف حق را زده است.

وی خاطرنشان کرد: این طبیعت فوتبال است و هر تیمی گل نزد به راحتی گل می‌خورد. بارسلونا با آن بزرگی در دیدار مقابل چلسی همین اتفاق برایش افتاد و گل نزد و خیلی راحت گل خورد و باخت.

 

دروازه بان تیم فوتبال پرسپولیس به دفاع از عملکرد خود در دیدار با تراکتورسازی پرداخت و گفت: در دقیقه 50 بازی بازیکن تیم تراکتورسازی یک شوت زده است و توپ پس از برخورد به حمید علی عسگر در زمین سفت و خیس ورزشگاه تبریز 100 درجه تغییر مسیر داده است. در این صحنه من که جهتی دیگر را رفته بودم، باید چه می‌کردم؟ من تلاش خود را کردم تا برگردم و توپ را بگیرم که توپ به زمین خورد و داخل گل رفت. در این صحنه تقصیر من چقدر است؟ متاسفانه بعد از این گل به تیم شوک وارد شده و همه احساسی شدند و تیم از هم پاشید.

وی تاکید کرد: در این سه، چهار ماه که همه از من انتقاد کردند، درست و غلط، با غرض و بی غرض من چیزی نگفتم و حتی احترام پیشکسوتان را نیز نگاه داشتم. امروز هم نمی‌خواستم چیزی بگویم اما زمانی که مرا مقابل هواداران قرار می‌دهند و می‌گویند که معمارزاده به هواداران گفته است، یخ در بهشت بخورید، باید جواب دهم. آنهایی که این کارها را می‌کنند مشخص است که دنبال چیزهای دیگر می‌گردند و می خواهند بین ما و مردم را خراب کنند در صورتی که من همیشه گفته‌ام هرچه دارم از این مردم است و هواداران است. تیم ما و بازیکنان ما به خاطر این هواداران به چنین جایگاهی رسیده‌اند و ... .

معمارزاده پس از بیان این جملات در پاسخ به پرسش ها این چنین پاسخ داد:

* آیا از اینکه به تیم پرسپولیس برگشتید پشیمان نیستید؟
- نه. من روزی که به پرسپولیس آمدم فکر نمی‌کردم اتفاقات اینچنینی رقم بخورد که همه با من دشمنی کنند، همه دنبال این باشند که به تیم ضربه بزنند. متاسفانه یکسری‌ها می‌گویند پرسپولیسی هستند و به این تیم ضربه می‌زنند. کاش می‌شد بگویم چه افرادی هستند و چه شخصی است که از بیرون به این تیم ضربه می‌زند. مطمئن باشید این شخص جواب کارهایش را از خدا می گیرد.

* منظورتان از این شخص کیست؟
- زور من به این آدم نمی‌رسد. امروز خیلی وضع من خوب است، شاید اگر نامی از آن شخص ببرم وضعم بدتر هم بشود. متاسفانه به تیم پرسپولیس با عناوین مختلف ضربه می‌زنند و کاملا هم مشخص اینها کسانی هستند. این افراد مطمئن باشند حداقل نفرین پدر و مادرم پشت سرشان است. امیدوارم این بلاهایی که سرما آوردند، سر خودشان بیاید.

* مگر چه کاری انجام می‌دهند؟
- دارند فشار بیهوده و زیاد روی ما می‌آورد تا تیم پرسپولیس از هم بپاشد و آنها به اهدافی که دارند، برسند. پرسپولیس نتیجه نگیرد، به 30، 40 میلیون هوادار تیم لطمه وارد می‌شود و آنهایی که به ما ضربه می‌زنند، باید روزی پاسخگوی همین هواداران باشند.

 

* این مشکلات از چه زمانی شروع شد؟
- این مشکلات از خیلی وقت پیش آغاز شد و امروز و دیروز شروع نشده است. تیم مشکلات زیادی دارد و کادر جدید باشگاه نیز زحمات زیادی کشیده که آنها را برطرف کند اما به نتیجه ای نرسیده‌اند. این مشکلات از ابتدای فصل شروع شد و همه بازیکنان با زحمت و استرس داخل زمین می‌روند و شرایط سختی را تجربه می‌کنند. من هم از نیم فصل فشاری مضاعف را تحمل می‌کنم. نیم فصل که تمام شد عنوان می‌کردند، فلان دروازه بان را می‌آوریم. دروازه بانی را روی سر من چماق کردند که در نیم فصل دوم برای تیمش دو بازی هم نکرد. بعد رفتند یک دروازه‌بان دیگر را آوردند و بازی‌های باشگاه‌های آسیا را سپردند به او. اینها همه روی عملکرد من تاثیر منفی گذاشت.

* با این شرایط آیا از حضور "آسمیر آودوکیچ" در تیم پرسپولیس ناراحت هستید؟
- باید خوشحال باشم؟! شما خودت را بگذار جای من. من ناراحت شدم، خیلی هم ناراحت شدم، چرا که با این کار فشار زیادی به من وارد شد. وقتی من ماهی یکبار بازی می‌کنم، چه انتظاری می‌شود از من داشت؟! من در این شرایط باید چه می‌کردم؟

* در این شرایط از شما به عنوان دروازه‌بان اصلی تیم حمایت هم نشد.
- حمایت کردن یک بحث است اما مرا زدند، آنهم با همه توان‌شان. من دنبال حمایت کسی نبودم و فقط راضی به این بودم که مرا نزنند که به تیم ضربه نخورد. من باید می‌رفتم و در زمین برای پرسپولیس بازی می‌کردم و متاسفانه برخی‌ها جو را به گونه‌ای به وجود آورده بودند که هر زمان اشتباهی در زمین صورت گرفت، همه نگاهها به سوی من برگردد. اینهایی که چنین کارهایی انجام می‌دادند، باید پاسخگو باشند.

* در این بین از انتقادات مدیرعامل باشگاه نیز در امان نبودید.
- مدیرعامل باشگاه حق دارد، انتقاد کند، چرا که ایشان دارای پیشینه مدیریتی زیادی است اما قطعا مدیرعامل باشگاه از خیلی شرایط خبر ندارد و نمی‌داند در تیم ما تا به امروز چه اتفاقاتی افتاده است. فکر می‌کنم ایشان هم دیگر فهمیده است تا به امروز چه اتفاقاتی افتاده که ما در این مسیر افتادیم. نتیجه دیدار ما با تراکتورسازی و یا سایپا نتیجه همان روز نیست، نتیجه یک فصل اشتباهات و اتفاقاتی است که از بیرون برای تیم ما برنامه ریزی شده است. من نمی‌توانم بگویم، چه کسی این کارها را برنامه ریزی کرده است، چون زورم به او نمی‌رسد اما شاید روزی کسی پیدا شد و زورش به او رسید و واقعیت‌ها را گفت.

* میثاق معمارزاده در این افتی که داشته، چقدر مقصر است؟
- من افت فنی ندارم و می‌توانند بررسی کنند. من نیم فصل اول با آنهمه فشار و مشکلاتی که بود سه بازی برای پرسپولیس انجام دادم. در آن نیم فصل یک ماه اخراج شدم، بعد که برگشتم چند هفته پشت دروازه تنها تمرین می‌کردم و ... همه اینها دست به دست هم داد تا من از شرایط بازی دور شده و از نظر روحی و روانی نیز افت کنم. از شروع نیم فصل دوم انتقادات شروع شد که این را به پرسپولیس می‌آورند و آن را می‌آورند و ... . انگار من خیلی ضعیف هستم و یا نفراتی که می‌خواستند جای من بیایند خیلی قوی هستند. در صورتی که آن دروازه‌بانی که می خواستند جای من بیاورند، در نیم فصل دوم دوتا بازی کرده است. من نمی‌دانم به چه دلیل نام اینها وارد این جریانات شده است. من دلیل این کار را می‌دانم اما اسم نمی‌آورم. در این شرایط مرا از چارچوب دروازه تیم پرسپولیس دور کردند و ماهی یک بازی به من رسید. با این شرایط سخت می‌شود یک دروازه‌بان به اوج برگردد.

* با این شرایط سختی که هست برای تمام شدن این فصل حتما لحظه شماری می‌کنید؟
- من لحظه شماری نمی‌کنم فصل تمام شود، لحظه شماری می‌کنم این مشکلات تمام شود. اینکه فکر کنیم تمام شدن فصل دلیلی برای تمام شدن مشکلاتی است که در تیم وجود دارد مرتکب اشتباه بزرگی شده‌ایم. احتمال اینکه چنین مشکلاتی در فصل آینده نیز باشد نیز وجود دارد. وقتی فشار از بیرون به تیم وارد می‌شود، معمارزاده باشد یا نباشد فرقی نمی‌کند.

* معمارزاده در اینکه پرسپولیس یکی از بدترین خطوط دفاعی لیگ برتر را دارد، چقدر مقصر است؟
- خط دفاعی ما در هر بازی عوض می‌شود. با این شرایط کار کردن در دفاع خیلی سخت است. برای دروازه‌بان هم کار سخت می‌شود. ما در لیگ قهرمانان یک خط دفاعی داریم و در آسیا یک خط دفاعی دیگر. در این دو رقابت انگیزه‌ها و شرایط تیم متفاوت است، اینها همه در عملکرد دفاع و دروازه‌بان تیم موثر است . من که در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا درون دروازه تیم پرسپولیس نمی‌ایستم اما وقتی در لیگ برای تیم بازی می‌کنم، دفاع تیم به مانند مسابقات لیگ قهرمانان انگیزه ندارد. خود من هم تحت فشار بیرونی و درونی قرار می‌گیرم و گل می‌خورم. بله، قبول دارم گل هم خورده‌ایم اما مگر تیم‌های دیگر گل نخوردند؟ آنها هم خوردند، بدهم خوردند اما کسی گل خوردنشان را نمی بیند.

* با این شرایط در پرسپولیس می‌مانید؟
- من قرارداد ندارم و منتظرم فصل تمام شود، تا ببینم چه می‌شود.


خب ، مصاحبه ی میثاق هم تموم شد و هوادارای میثاق منتظر درخشش اش تو فصل بعد هستند.

و طبق همیشه ،
حرف آخر تقدیم به تنها گلری که عاشقانه برای تیم محبوبش بازی می کند،تقدیم به میثاق معمارزاده:
همیشه دعاهام رو بدرقه ی راه گلری میکنم که عاشق پرسپولیس و هواداراش بود و عاشقانه برای پرسپولیس بازی کرد.

تا آپ بعدی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 خرداد 1391 12:39 ب.ظ
زندگـــــــــی یعنی برای عشق خود را ساختن

زندگــــــــی یعنی به شادی وبه غم دل باختن

زندگـــــــــــــــــــی یعنی امید روز بهتر داشتن

زندگــــــــــــــــی یعنی گل امید در دل کاشتن

زندگی یعنی محبت را به دلها هــــــــــدیه کن

زندگی یعنی برای شاد بودن گــــــــــــریه کن

زندگی یعنی به شوق لحــــظه هاجاری شوی

زندگی یعنی برای غصه غمــــــــخواری شوی

زندگی یعنی عطــــش در پیش آبی سرد و یخ

زندگــــــــــی یعنی که باید ره روی بر روی نخ

زندگی تصویری از ذهن و دل هـــــر آدم است

زندگی همچون گلی خیس ازنگاه شبنم است

زندگــــــــــــــــی رویای زیبایی برای آدم است

زندگی را زنده کن ، بسته به یک آه و دم است
پنجشنبه 11 خرداد 1391 12:35 ب.ظ
ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست

جور تو از آن کــــــشم که روی تو نکوســــــت

مردم گویند بـــــهشت خواهی یا دوســــــت

ای بیخبران بــــــهشت با دوســــــت نکوست
پنجشنبه 11 خرداد 1391 12:07 ب.ظ
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم.
سارا صالحیخیلی قشنگ بود.مر30.
یکشنبه 7 خرداد 1391 12:58 ب.ظ
نكند بیهوده عمر خود را پشت این پنجره می فرسایم

نكند بیهوده تكرار شود قصه ی چشم به راهی هایم

باز چون دیشب و شب های دگر می روم پنجره را بگشایم

باز شب شد شب و از پنجره ام همچنان راه تو را می پایم..
سارا صالحیسلام.
از تک تک نوشته های قشنگت ممنون ام.
شنبه 6 خرداد 1391 06:55 ب.ظ
حال دنیا را چو پرسیدم، من از فرزانه ای

گفت یا باد است، یا خواب است یا افسانه ای

گفتم آنها را چه می گویی، که دل بر او نهند

گفت یا مستند، یا کورند، یا دیوانه ای

گفتم از احوال عمرم گو که بازم، عمر چیست ؟

گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای
شنبه 6 خرداد 1391 06:52 ب.ظ
بـوســــــــه یعنی وصل شــــیریــن دولــب.

بـوســـــــه یعنی عشق در اعماق شب

بـوســـــــه یعنی مستی از مشـــروب عشـق

بـوســـــــه یعنی آتـــــــش و گرمای تــب

.بـوســـــــه یعنی لذت از دلدادگی.لذت از شب لذت از دیوانگی

.بـوســـــــه یعنی حس خوبه طعم عشق.طعمه شیرینی به رنگ سادگی

.بـوســــــه آغازی بـــــــرای ما شدن.لحظه ای با دلبری تنـــــــها شدن.

بـوســـــــه آتش میزند بر جسم و جــــــــان .

بـوســـــــه یعنی عشق مـــــن ، با مــن بمان.

شرم در دلدادگی بی معنی است .

بـوســــــه بر میدارد این شرم از میان.

طعم شیرین عسل ازبـوســـــــه است .

پاسخ هر بوســــــه ای یك بـوســــــــه است .

بهترین هدیه پس از یـــــــك انتــــــظار .

بشنوید از من فقط یك بـوســــــــه است.

بـوســـــــه را تكرار می باید نمود.

بـوســــــــه یعنی عشق و آواز و سرود.

بـوســـــــه یعنی وصل جانها از دو لب.

بـوســــــه یعنی پر زدن ، یعنی صعود

بـوســـــــه یعنی شــــــادی و شور و نشــــــــاط .

بـوســــــه یعنی عشق خــــــــالی از گنــــــاه.

بـوســــــه یعنی قلب تـــــو از آن مـــــن.

بوســـــــه یعنی تو همیشه مــــــــال مـن.
پنجشنبه 4 خرداد 1391 11:02 ق.ظ
سر رسید عشق وسکوت بی صدائی ها کجاست
در طلاطم های امواجش چه اسرار نگاست
این نگاه ناز را ای نازنین از من مگیر
کا رزویم در محبت سرحدی بی انتهاست
تا کتاب ناز خواندم رخنه در صبرم فتاد
با غزل اشکم چکید از لطف واحسان شماست
وه! گریزم نیست زین گرداب /در افتاده ام
میبرد من را به قعر این صدف خوش بی بهاست
بال پروازم شکسته می طپم در خون شوق
بسمل بی پا وسر را بین که قربان شماست
سر نوشت بی هیاهو قسمتم را جور کرد
میکشم بر جور خوبان وین چنین روزم سزاست
دست نقاش ازل لر زیده اندر سر نوشت
نا توانم لر زش تن از تغیر رنگ هاست
نیست لبخندی به لب هایم مده بوسش دگر
گوش را نزدیکتر کن تا سکوتش ازکجاست
پنجشنبه 4 خرداد 1391 10:59 ق.ظ
سر رسید عشق وسکوت بی صدائی ها کجاست
در طلاطم های امواجش چه اسرار نگاست
این نگاه ناز را ای نازنین از من مگیر
کا رزویم در محبت سرحدی بی انتهاست
تا کتاب ناز خواندم رخنه در صبرم فتاد
با غزل اشکم چکید از لطف واحسان شماست
وه! گریزم نیست زین گرداب /در افتاده ام
میبرد من را به قعر این صدف خوش بی بهاست
بال پروازم شکسته می طپم در خون شوق
بسمل بی پا وسر را بین که قربان شماست
سر نوشت بی هیاهو قسمتم را جور کرد
میکشم بر جور خوبان وین چنین روزم سزاست
دست نقاش ازل لر زیده اندر سر نوشت
نا توانم لر زش تن از تغیر رنگ هاست
نیست لبخندی به لب هایم مده بوسش دگر
گوش را نزدیکتر کن تا سکوتش ازکجاست
پنجشنبه 4 خرداد 1391 10:55 ق.ظ
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
سه شنبه 2 خرداد 1391 12:50 ب.ظ
دل ُ روزنامه پیچیدم ، توی جعبه ای گذاشتم...
خوب و محكم اونو بستم ، راه دیگه ای نداشتم
بردمش اداره ی پست ، دادمش برات بیارن...
دل ُ تحویل نگرفتن ، پیش ِ بسته ها بزارن
گیر دادن دلت بزرگ ِ ، نمی شه اونو فرستاد...
مونده بودم چه كنم من ، دل من یاد تو افتاد

یاد ِ اون روزی كه قلبت یه دفعه مثه یه سنگ شد...
خاطراتت یادم اومد، دل ِ من دوباره تنگ شد
حالا من این دل ِ تنگ ُ میدمش برات بیارن...
این دفعه می شه فرستاد ، انگاری حرفی ندارن
دل ِ من قد ِ یه دنیا تو رو دوست داره همیشه...
پیش ِ من باشی، نباشی، عاشق ِ هیشكی نمی شه....
سارا صالحیخیلی قشنگ بود.مثله همیشه ازت ممنونم.
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 01:21 ب.ظ
وقتی کسی را دوست دارید ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
وقتی کسی را دوست دارید ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .
وقتی کسی را دوست دارید ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیا ست .

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .
وقتی کسی را دوست دارید ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .
وقتی کسی را دوست دارید ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .
وقتی کسی را دوست دارید ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .
وقتی کسی را دوست دارید ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .
وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .
وقتی کسی را دوست دارید ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .
وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .
وقتی کسی را دوست دارید ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .
وقتی کسی را دوست دارید ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید .
وقتی کسی را دوست دارید ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .
وقتی کسی را دوست دارید ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .
وقتی کسی را دوست دارید ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .
وقتی کسی را دوست دارید ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید
سارا صالحیخیییییییللللیییی قشنگ بود.میسی....
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 01:20 ب.ظ
من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم !
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم !
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم !
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم !
کودکان را دوست دارم
ولی از آئینه می ترسم !
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم !
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم!
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 01:19 ب.ظ
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید ..
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 01:28 ب.ظ
...........@@@
............@@@@@@@@@
...............@@@@@@@@@
....................................@@
....................@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
......................@@
..................................................
@@@...............................@@@
@@@................................@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@
...@@@@@@@@@@@@@@

..................@@...@@
..................@@...@@
......................@@
......................@@
............................
...............@@@@
.............@@.......@
................@@@@@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
..............................@
نظر فراموش نشه!!!!
سارا صالحیسلام.اووووووووومدم....
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 01:16 ب.ظ
یا رب مرا یاری بده، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم

از بوسه های آتشین، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم

در پیش چشمش ساغری، گیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم، وز غصه بیمارش کنم

بندی به پایش افکنم، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر، کالای بازارش کنم

گوید می فزا قهر خود، گویم بخواهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا، گویم که بسیارش کنم

هر شامگه در خانه ای، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای، وز خویش بیزارش کنم

چون بینم آن شیدای من، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوی او، باشد که دیدارش کنم
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 12:58 ب.ظ
ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما
ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما
ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 01:17 ب.ظ
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 07:23 ب.ظ
هیچ چیز سختر از انتظار نیست ، آن هم انتظار برای لحظه ای که یک آشنا صدایت

کند و به تو بفهماند که دوستت دارد ، اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن

لحظه ی زیبا می ارزد ، پس انتظار می کشم تا آن لحظه ی زیبا نصیبم شود.
جمعه 15 اردیبهشت 1391 12:25 ب.ظ
سلام . . . یووووووهوووووو ........ سعیده گلی وارد می شود ..... برید کنار
سارا جونم ، چطوری؟
نه عزیزم، قهر چیه؟ من یکی بیخ گوشت هستم حالا حالا ها
فقط یه کم کمتر به نت سر میزنم، آخه امسال آزمون ورودی دبیرستان تیزهوشان دارم ، نمیخوام مثله سال اول راهنمایی تا سوم راهنمایی که امسال باشه به نمونه بسنده کنم، من باید قبول شم، شما هم واسم دعا کن .
دوستت دارم ، بای
سارا صالحیسلام خانوم.خوبی؟؟؟ بله ختما که دعا میکنم.ولی تو هم زود تر بیا.منم دوست دارم.
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 02:41 ب.ظ
سلام مصاحبه رو خوندم....برای کسی که این کارارو با معمارزاده کرد متاسفم....امیدوارم معمارزاده هرچه زودتر به روزای اوجش برگرده....
سارا صالحیسلام عزیزم.از حضور سرخت ممنون.
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 11:51 ب.ظ
سلام سارا جونم خوبی؟؟؟
اپت عالی بود مرسی که خبر دادی.
ممنون که مصاحبه میثاق رو گذاشتی و ازش حمایت کردی..
به نظره من میثاق همیشه نشون داده بهترین بوده ولی اینکه امسال به دلایل نامعلوم اینطوری شده نباید اینقد بیشتر از این اذیتش کرد و روحیشو خراب کرد..
پارسال تو فولاد عالی بود مطمئنم اگه دوباره بهش فرصت داده بشه و اینقدر هم روحیشو از دست نده میتونه بهترین باشه...
و به امیده اینکه به روزهای اوجش برگرده..
بازم سر بزن عزیزم..
فعلا بای.
سارا صالحیسلام آلاله جونم.ممنون گلم.تو خوبی؟؟؟مر30 از لطفت و از حضور سرخدلی که از میثاق حمایت کردی.بهترین ها رو واست آرزو دارم.
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 10:02 ب.ظ
سلام
خوبی؟؟
چه خبر؟؟ کم پیدائی؟؟ (من در حال زدن خودم به اون راه که ضایع نشه دیر اومدم)
شرمنده دیر اومدم بخدا
یکم گیر بودم
ماشین خریدم دارم روش کار میکنم
الان یکم وقتم آزاد بود بهت پیغام دادم
چ میکنی دیگه؟؟
دانشگاه چطوره؟؟؟
سارا صالحیسلام داداشی.خوبی؟؟؟ به من میگی کم پیدایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اشتباه گرفتی؟؟؟؟؟؟؟؟ چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این طرفی اومدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اشتباهی آدرس وبلاگو ننوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟ یه بار دیگه چک کن تا بیام بهت بگم کی کم پیداس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 10:47 ب.ظ
سلام
ایشالا میثاق بهتر شه و جا تو دل هوادارا باز کنه
آپت عالی بود
سارا صالحیسلام.از حضور سرخت ممنون.
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 02:44 ب.ظ
سلام سارا جان
نمیدونم چی بگم....
امیدوارم میثاق موفق بشه
سارا صالحیسلام.ممنون از حضورت.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 31 تا 54
درباره وبلاگ


سلام من سارا صالحی متولد سال 1370 و از طرفدار 10000000 آتیشه تیم پرسپولیس و میثاق معمار زاده هستم . از تمام بازدید کننده های عزیز در خواست میکنم جهت هر چه بهتر شدن این وبلاگ به من کمک کنند و در پایان هر مطلب نظرات شان را بنویسند.در ضمن اگر تمایل به تبادل لینک داشتید وبلاگ را با نام میم مثل میثاق لینک کنید و بعد بگین من با چه اسمی لینکتون کنم.
تک ستاره ی آسمون قلبم تویی میثاق که با نورت اسمونم رو روشن میکنی
تک دروازه بان پرسپولیس تویی میثاق که با دستای طلاییت دروازه بانی میکنی

مدیر وبلاگ :
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic